نسیم روح بخش الهی

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد،  اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن ...

زمستان خسته شد از بی بهاری؛

جهان می لرزد از این بی قراری؛

گمانم جمعه ای باقی نمانده؛

خدایا تا به کی چشم انتظاری ...؟  

 

«اللهم عجل لولیک الفرج»

نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 21:1 توسط من|

حتما قرار شاه و گدا هست یادتان
آری همان شبی که زدم دل به نامتان
مشهد
حرم
ورودی باب الرضایتان.......
آقا دلم عجیب گرفته برایتان......



نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 7:8 توسط من|

ای حرمت ملجا درماندگان دور مران از در و راهم بده.....

دلم خیلی گرفته 

این دل هوای حرمت تو سرشه آقاجان

چقد هوای سحر و صحن انقلاب رو داره 

لایق وصل تو که من نیستم دل به یک لحظه نگاهم بده رضاجان...

من که جایی برای آرامش بجز حرمت ندارم

من هیچی ندارم دستم خالیه و فقط شرمنده ام آقاجان

آقای رئوفم آقای مهربونم بهم کمک کن

آمده ام آمدم ای شاه پناهم بده....

آقاجان یا ضامن آهو

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۲ساعت 20:9 توسط من|

وقتی دلِ شکسته مداوا نمی‌شود؛

دستت بزن به دامنِ سلطان که؛

هر جواب از او شنیده می‌شود؛

الّا، «نمی‌شود» ...!



نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۲ساعت 18:34 توسط من|


نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 0:18 توسط من|

اولین روز دختر زندگی آوینا خانم گل

تقدیم به بهترین دختر دنیا و امید حیات من

با آرزوی بهترین و برترین ها برای فرشته زندگیم . . .

آوینا؛خاله جان ایشالا که موفق ترین دختر دنیا باشی هم تو این دنیا هم اون دنیا....

نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 14:29 توسط من|

خـداونـدا ...

بـه دل نـگـیـر اگـر گـاهـی

زبـانـم از شـکـرت بـاز مـی ایـسـتـد .

تـقـصـیـری نـدارد

قـاصـر اسـت

کـم مـی آورد در بـرابـر بـزرگـی ات

لـکـنـت مـی گـیـرنـد واژه هـایـم در بـرابـرت

در دلـم امـا هـمـیـشـه ذکـر خـیـرت جـاریـسـت ...!!!

 

 

زمانبندی خدا بی نظیر است ، نه هیچگاه دیر نه هیچگاه زود
کمی بردباری می طلبد و ایمان بسیار ، اما ارزش انتظار را دارد . . .

..................................................................................................................................................

 

امام علی (ع) :

در برابر دنيايى كه گرفتارى آن، مانند خواب هاى پريشان شب مى گذرد شكيبا باش.

نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 13:4 توسط من|


سوگند  به  روز  وقتی  نور می گیرد  و به شب  وقتی آرام  می گیرد که من نه تو را رها  کرد ه‌ام و نه با  تو دشمنی کرده‌ام( سوره ضحی 1-2)


افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی.(یس 30)

و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی.(انعام 4)

و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو  قدرتی نداشته ام(انبیا 87)

و  مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم  شدی که گمان بردی  خودت بر همه چیز  قدرت داری. (یونس 24)
 
و این در حالی  بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری  (حج 73)
 

پس چون مشکلات از  بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی،گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی .( احزاب 10)

 تا زمین با  آن فراخی بر تو تنگ آمد  پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری،پس من به  سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن. (توبه 118)

 وقتی در تاریکی ها  مرا  به زاری خواندی که اگر تو را برهانم  با من می‌مانی،تو را از اندوه رهانیدم اما  باز مرا  با دیگری در عشقت شریک کردی.(انعام 63-64)

این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای.(اسرا 83)
 

آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟(سوره شرح 2-3)

غیر از من  خدایی که برایت خدایی کرده است ؟(اعراف 59)

  پس کجا می روی؟(تکویر26)
 

پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟(مرسلات 50)

چه چیز جز بخشندگی ام  باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟(انفطار 6)

مرا  به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را  در  آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره  به هم فشرده می کنم

تا  قطره ای باران از  خلال آن ها بیرون آید و به خواست من  به تو اصابت کند تا  تو فقط  لبخند بزنی،و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود.(روم 48)

من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را  در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار   ادامه می دهم. (انعام  60)

 من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم. (قریش 3)

برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم.(فجر 28-29)
 
تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54)

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 9:50 توسط من|

گندم های زرد؛

صبورترین همدم بادند؛

که با هر سازِ باد؛

بی هیچ بهانه ای می رقصند ...!

نوشته شده در جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ساعت 19:31 توسط من|

 بسم رب المهدی

سلام

یکی از دوستان یه سوال پرسیدن که خیلی برام جالب بود گفتم شاید بحث درموردش به نتیجه برسه

و اما سوال:

در مورد خود حجاب یک سوال دوس دارم جوابشو بودنم اونم این هستش که چرا باید یک زن پوشیده باشه سختی بکشه(میدونم با حجاب های میگن برای خدا این سخته شیرین هستش) که یک مرد بره بهشت
مرد اگه مرد هستش خودش حیا کنه بره بهشت بی شک اجر این بهشت خیلی بهتر هستش

خب هرکسی یه جور سوال میاد تو ذهنش اینم یه سواله 

خدا تو قران اول به مرد گفته چشمش رو نگه داره بعد به زن گفته که پوشیده باشه

یعنی اینکه مرد اگه مرد باشه اینو خودش میدونه که باید چشم به زن نامحرم نندازه

اگه از اون کسایی که حجاب دارن بپرسین چرا حجاب داری هیچ وقت سختی رو نمیگه آخه نیمه ی پر لیوان رو نگاه میکنن ولی بقیه نیمه ی خالی رو

من دختری هستم که از اول محجبه نبودم بی چادر بودن و محجبه نبودن رو خودم تجربه کردم از بعد از اینکه خودم با عشق و علاقه ی خودم حجاب رو انتخاب کردم آرامش دارم البته الان هم بعضی وقتا زیاد توفیق چادر پوشیدن رو ندارم ولی مثه قبلا هم نیستم دیگه حجابم رو کنار نمیذارم هیچ وقت

اگه از عواقب اخروی بگذریم:

حجاب به دختر قدرت میده 

حجاب به دختر امنیت میده 

حجاب به دختر شخصیت میده

و خیلی از عواقب دنیوی دیگه

خب حالا چیز جالبی که در بطن این سوال هست

اینکه حجاب دختر رو وسیله ای  فقط وسیله ای برای بهشت یا جهنم رفتن مرد میبینن

میدونین مشکل ما هنوز اینه که این جا نیافتاده که مسئول گناه و ثواب هرکسی خودشه

دختر وسیله نیست 

من اگه حجاب دارم برای این نیست که مرد کنار دستم بره بهشت 

من به اون مرد اهمیت نمیدم مهم خودم هستم 

من برای رفتن به بهشت و جهنم این کار رو نمیکنم برای رضایت نفس خودمه

برای خودم نه یک مرد...

چرا هنوز این جا نیافتاده که یه دختر مستقل از یه مرد هست؟

چرا وسیله میدونین؟

دقیقا مثه عصر پیامبر که زن رو فقط وسیله ای برای هوس رانی مرد میدیدن 

دیگه هیچ کاری نداشت هیچ شخصیتی نداشت

دین اسلام ارزش زن رو نشون داده مشکل همه ی ما اینه که دین خودمون رو نشناختیم


نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۲ساعت 13:1 توسط من|

آرام باشید


میدانم سخت است

خشک سالی در راه است؛ یا...

یا بهتر است بگویم آمده

آری... آمده!!! خشکسالی "حجاب" را میگویم

برای باریدن باران دعا می کنیم

انشا اللّه که محصول خوبی بدهد

منبع:وب سایت جوانان قرن21

نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 8:49 توسط من|


آخرين مطالب
» پست ثابت
» باید استمرار داشته باشم
»
» تغییر
»
» حرف های من
» بعد از سال ها
»
»
»
Design By : Pars Skin