نسیم روح بخش الهی

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد،  اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن ...

عمیق ترین خاطره های دلنشینی رو که دیگران برات ساختن به یاد بیار. پشت معماری اون لحظه ها، قطعا جادوی یک معجزه نهفته است.

معجزه صرفا نمی تونه یه اتفاق غیر قابل باور باشه، هر اتفاقی می تونه یه معجزه باشه، و چه هنرمنده هر کسی که قادره خالق معجزه باشه.

بعضی خاطره ها چنان اثری از خودشون به جا می ذارن که حتی اگر هزار سال بگذره، وقت یادآوریشون مثل روز اول زنده هستن و نافذ.

گاهی چشمامونو بارونی می کنن، گاهی لبامونو خندون، گاهی آه به لبامون می یارن، و گاهی بوی دلنشین روزهای رفته و دور رو یادآوری می کنن. من اسم لحظه های وقوع اون خاطره ها رو می ذارم؛ لحظه های ابدی، لحظه هایی که اون قدر عمیق هستند که با عبور سریع زمان هم، رنگ کهنگی نمی گیرن و همیشه تو خاطرمون نو می مونن. لحظه هایی که همه ما تو قلبمون قابشون می گیریم، چون قلبمون اصلی ترین مکان دوست داشتنه، همون لحظه هایی که بوی عشق می دن و لبریز از احساس هستن.

می خوام شما رو به لحظه های ابدیتون دعوت کنم، تا رایحه خوش یادآوریشون هر چند کوتاه و حالتون رو تغییر بده و حتی شده به وسعت کوتاه چند لحظه، یه لبخند شیرین و واقعی به لب هاتون هدیه کنه.

لحظه هایی که مطمئنم به دلیل دلنشینی شون، نه می تونیم، نه می خواهیم خالقشونو هیچ وقت از یاد ببریم. چون اونا در همون لحظه خلق به جاودانگی رسیدن.

می خوام از خودمون بپرسیم، واقعا چی اون لحظه ها رو ابدی کرده؟؟ این اثر چی می تونه باشه، که در نهایت ظرافت این چنین برا و نافذه؟

وقتی محبت خالص در حال خلق یه شاهکاره، وقتی لحظه هاتو با کسی شریک می شی که در نهایت بزرگواری، از حق انتخاب خودش با ایثار می گذره و انتخاب رو به تو واگذار می کنه، حتی اگر دقیقا نقطه مقابل نظر و خواست قبلیش باشه، یه لحظه ابدی در حال تولده.

یه لحظه مکث کن، بیا از خودمون بپرسیم، آیا ما هم می تونیم جای اون یه نفر باشیم، اون قدر مهربون و بزرگوار که به احترام خواست دیگری از خواسته قلبیمون بگذریم؟

وقتی احساست به احساس کسی اون قدر نزدیک می شه که حس می کنی، تک تک سلول هات، احساسش رو درک می کنه، یه لحظه ابدی در حال شکل گیریه. اما بیا از خودمون بپرسیم، آیا هیچ وقت اون قدر مهربون و محبوب بودیم که به ظرافت و سبکی نسیم چنین حسی رو به دیگری ببخشیم؟

جادوی محبت پشت همه لحظه های ابدی مشترکه، چیزی که توی روح آدما، امن طور نفوذ می کنه، که حتی ضعیف ترین یادها هم، هیچ وقت از یاد نمی بردش. حالا بیا یه سوال مهم از خودمون بپرسیم، چند بار خالق لحظه های خوش ابدی برای دیگران بودیم؟

می بینی معجزه چقدر نزدیکه!! به همین نزدیکی.

چند بار بی منت بخشیدیم و لذت بردیم!

چند بار در خفا دلی رو شاد کردیم و شادی دیگران رو مثل شادی خودمون لمس کردیم؟

چند بار حضورمون، دست هامون و حرف هامون خالق لحظه های ابدی شده؟ ساده بگم، ساختن شاهکار از لحظه ها، غیرممکن نیست. می تونی از لحظه ها، تندیسی بسازی، که همیشه مثل یه شاهکار، مسحور کننده و تحسین بر انگیز باشه. می تونی واسه نزدیک ترین افراد، یا حتی دورتر از اونا، هنرمند ارزشمندی باشی که از اثر دلنشین حضورش، مثل یه خالق لحظه های ابدی، واسه همیشه زنده و جاویدان بشی.

زمان بیاد و بره و تو هنوز مثل روز اول، خاطره ات عزیز و محترم، تو قلب آدما، ابدی شه، یا با بدی کردن، از یاد نری و نخواستنی و منفور باقی بمونی؟ تو بگو، حیف نیست اگر با تلخی یه خاطره بد، یا یه اشتباه که نیاز به بخشیده شدن رو یدک می کشه، توی تلخ ترین خاطره آدما ثبت بشیم؟

به معجزه لحظه های ابدی فکر کن، به قابلیت بی اندازه ات واسه آفرینش معجزه های حیرت انگیزی که اثراتش، بی ردخور، آدما رو به جاودانگی در قلب و روح دیگران می رسونه.

بازم می گم، معجزه به همه ما نزدیکه، اگر این نزدیک بودن رو از خاطر نبریم.
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۰ساعت 19:14 توسط من|


آخرين مطالب
» پست ثابت
» باید استمرار داشته باشم
»
» تغییر
»
» حرف های من
» بعد از سال ها
»
»
»
Design By : Pars Skin