نسیم روح بخش الهی
خدایا دستم به آسمانت نمی رسد، اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن ...
امروز وقتی توی حیاط رفتم تا سوار تاب شوم و با تاب خوردن مشغولیت های ذهنی ام را بر هم بزنم طوری که فقط آن اصل کاری ها روی سطح ذهنم باقی بمانند و به نوبت دستشان را بالا بگیرند تا حلشان کنم، یک دفعه نگاهم به آسمان خیره ماند، مثل بچه هاغرق در تفکرات خود شدم. یک لحظه دلم به حال آسمان سوخت که در تمام عمر اِن ساله اش چهار دست لباس بیشتر نداشته، همیشه آبی آبی بوده، بعضی وقت ها هم شاید یواشکی عاشق می شده و لپ هایش گل می انداخته تا ما اسم لباسش را غروب بگذاریم. نمی دانم چرا می گویند آسمان همه جا همین رنگ است، اصلا چه کسی گفته؟! درست است که با یک حساب سر انگشتی می توان گفت آسمان چهار دست لباس بیشتر ندارد اما همیشه شاید در هفت آسمان لباس آبی مد همیشگی است، که یک رنگ نیست. گاهی وقت ها که از دنیای کوچکمان و آدم های اطرافمان به تنگ می آییم و بعد از کلی جمع و تفریق و محاسبه عزممان را جزم می کنیم تا قدم پیش بگذاریم و با کوله بارمان راهی دیاری شویم تا شاید هم فکر های خودمان را بیابیم، با جمله کجا می روی آسمان همه جا همین رنگ است اراده مان را تا به کمر به باتلاق سوختن و ساختن فرو می کنند.
| Design By : Pars Skin |
