نسیم روح بخش الهی

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد،  اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن ...

امروز وقتی توی حیاط رفتم تا سوار تاب شوم و با تاب خوردن مشغولیت های ذهنی ام را بر هم بزنم طوری که فقط آن اصل کاری ها روی سطح ذهنم باقی بمانند و به نوبت دستشان را بالا بگیرند تا حلشان کنم، یک دفعه نگاهم به آسمان خیره ماند، مثل بچه هاغرق در تفکرات خود شدم. یک لحظه دلم به حال آسمان سوخت که در تمام عمر اِن ساله اش چهار دست لباس بیشتر نداشته، همیشه آبی آبی بوده، بعضی وقت ها هم شاید یواشکی عاشق می شده و لپ هایش گل می انداخته تا ما اسم لباسش را غروب بگذاریم. نمی دانم چرا می گویند آسمان همه جا همین رنگ است، اصلا چه کسی گفته؟! درست است که با یک حساب سر انگشتی می توان گفت آسمان چهار دست لباس بیشتر ندارد اما همیشه شاید در هفت آسمان لباس آبی مد همیشگی است، که یک رنگ نیست. گاهی وقت ها که از دنیای کوچکمان و آدم های اطرافمان به تنگ می آییم و بعد از کلی جمع و تفریق و محاسبه عزممان را جزم می کنیم تا قدم پیش بگذاریم و با کوله بارمان راهی دیاری شویم تا شاید هم فکر های خودمان را بیابیم، با جمله کجا می روی آسمان همه جا همین رنگ است اراده مان را تا به کمر به باتلاق سوختن و ساختن فرو می کنند.

آسمان فقط یک رنگ نیست، هزار هزار رنگ است. این تو هستی که باید بگردی و ببینی که رنگ کدام قسمت از آسمان با طیف رنگی مورد علاقه تو هم خوانی دارد. گیریم که آسمان همه جا آبی باشد اما این تو هستی که باید با تمام توان بگردی تا ببینی آسمان دلت زیر کدامین قسمت از این سقف، آبی می شود. آن وقت است که می توانی به راحتی لم بدهی قهوه ای داغ بنوشی چون حد اقل توانستی آسمانی را پیدا کنی که با عشق برایش دست تکان بدهی و خیره اش بمانی و از این که پیدایش کردی به خود ببالی. نه، گول پیوسته آسمان را نخور، بگرد و ببین آن آسمانی که دلت نمی خواهد حتی یک قدم از زیرش تکان بخوری و دوست داری تا ابد همان جا بمانی کجاس، آن قدر بگرد تا پیدا شود.
نوشته شده در یکشنبه چهارم دی ۱۳۹۰ساعت 19:17 توسط من|


آخرين مطالب
» پست ثابت
» باید استمرار داشته باشم
»
» تغییر
»
» حرف های من
» بعد از سال ها
»
»
»
Design By : Pars Skin