نسیم روح بخش الهی

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد،  اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن ...

تازه از مسجد اومدم

امشب برای اولین بار بود که تو مسجد چایی پخش میکردم

خیلی توفیق میخواد که تو این شب تو خونه خدا از مهمونای خدا پذیرایی کنی

خیلی اتفاقی شد که سینی چایی رو تو دستم دیدم خودم هم باورم نمیشد

خیلی حس خوبی داشتم

امشب نمیدونم چرا نتونستم باخدا حرفام رو بزنم شاید بخاطر اینه که خیلی گناهکارم و هنوز دلم سیاه هست وآماده ی حرف زدن با حضرت دوست نیست

ولی من دلم واسه حرف زدن باهاش تنگ شده

دلم میخواد یه جایی تنها باشم وباهاش درد دل کنم

نمیدونم چی بنویسم

دلم میخواد بتونم بدون هیچ پرده ای تمام درد دلام رو با خدا اینجا بنویسم

ولی نمیشه سخته

راستی مدال هایی که ورزشکارامون امشب گرفتن دل همه رو شاد کردن

مطمئنا مولامون علی که امشب شب اون هست بهشون کمک کرده

کاش به منم کمک میکرد

خیلی دلم تنگ شده واسه اون روزایی که پاک ومعصوم بودم

اون روزایی که دل صافی داشتم وخیلی راحت باخدا حرف میزدم

نمیدونم چرا دیگه نمیتونم بعد از نمازام با خدا حرف بزنم

خیلی حس بدی نسبت به خودم دارم

هیچ وقت اینجوری نبودم

خدایا بهت نیاز دارم که کنارم باشی ودلم رواروم کنی

خدایا زبونم رو باز کن تاباهات راحت حرف بزنم

خدایا کجایی؟

اره میدنم هرطرف که نگاه کنم هستی

ولی خدا جونم دلم میخواد بازم تو دلم باشی

دیگه نمیدونم چی بگم

خوش بحال بعضی ها که خیلی راحت حرفاشون رو مینویسن

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 3:16 توسط من|


آخرين مطالب
» پست ثابت
» باید استمرار داشته باشم
»
» تغییر
»
» حرف های من
» بعد از سال ها
»
»
»
Design By : Pars Skin