نسیم روح بخش الهی

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد،  اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن ...

کبوترانه می آیی،با بال هایی سبک و سرشار از حسی تازه. دست هایت پر از التماس است و دیده ات پر از انتظار. هروله وار از وادی قرب گذر می کنی. چون ضریح در مقابل دیدگانت ظاهر می شود،دست بر سینه می نهی،لب هایت به حرکت در می آید و از صمیم قلب، "یا علی بن موسی الرضا (ع)" را بر زبان جاری می سازی و ناگفتنی ترین سخنان خویش را با امام و مقتدای خویش در میان می گذاری.

پس از پایان زیارت جاذبه های حرم که به سبب وجود حضرت رنگ وبوی معنوی گرفته اند توجهت را به سمت خویش معطوف می دارندو آنچه می بینی ارادتی است که ارادتمندانش از سر عشق گذاشته اند و رفته اند و خواسته اند بماند تا پیامی برای آیندگان باشد:از فرهنگ وتمدن و ایمان و باورهایشان که از عمق جان بر اشیاء بی جان دمیده اند و به آنان یارای سخن گفتن در عین سکوت داده اند.

بسم رب المهدی

سلام به همه ی دوستانم

من برگشتم ولی خب دلم هنوز اونجاست وقتی تو اتوبوس نشستم وبه گنبد آقا خیره شده بودم وداشتم همینطور لحظه لحظه ازش دور میشدم احساس کردم که واقعا یه چیزی تو حرم جا گذاشتم یه چیزی که داشتم ازش دور می شدم و منو می کشید به طرف خودش

خیلی سخت بود لحظه ای که دل کندم واومدم سفر امسال با همه ی سال ها فرق می کرد برام یه چیز دیگه بود

همه دوستان وب رو یادم بود و وقتی روبروی ضریح آقا وایساده بودم همه اتون رو یاد کردم و از طرف همه زیارت کردم وسلام دادم و نماز خوندم

امیدوارم نصیب همه بشه

خیلی قشنگ بودم خیلی

احساسم رو نمیتونم بنویسم

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 13:51 توسط من|


آخرين مطالب
» پست ثابت
» باید استمرار داشته باشم
»
» تغییر
»
» حرف های من
» بعد از سال ها
»
»
»
Design By : Pars Skin